حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

426

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

نزديك ديد جلال الدّين و دو برادر ديگر او را كه حاضر بودند بحضور طلبيده جلال الدين را بوليعهدى اختيار نمود و دو پسر ديگر را باطاعت و تبعيّت او امر داد . بعد از ورود پسران خوارزمشاه بخوارزم و اعلان وليعهدى جلال الدّين و خلع اوزلاغ شاه امراى ترك زيربار اين ترتيب نرفتند و يكى از معتبرترين ايشان كه قتلغ خان لقب و 000 ، 7 سپاهى داشت علنا بمخالفت با جلال الدّين قيام نمود و مخالفين تصميم گرفتند كه جلال الدّين را محبوس يا مقتول سازند . جلال الدين ناچار بهمراهى سيصد سوار و تيمور ملك امير سابق خجند كه تازه بخوارزم آمده و يك بار نيز سپاهيان تاتار را در همان حوالى مغلوب كرده بود بخراسان گريخت و سه روز بعد از فرار جلال الدّين اوزلاغ شاه و آق شاه نيز از ترس نزديك شدن مغول جرجانيه را رها كرده بخراسان شتافتند . امراى لشكرى و كشورى خوارزمشاه كه قريب 90000 سپاهى از تركان قنقلى تحت امر داشتند بعد از حركت پسران خوارزمشاه يكى از نزديكان تركان خاتون يعنى خمارتگين را بسلطنت برداشتند و همه اطاعت سلطنت او را پذيرفتند . چنگيز خان كه از اهميّت موقع خوارزم و جمعيّت و آبادى آن و قدرت تركان قنقلى و شهامت مردم آن خطه اطّلاع داشت معظم قشون خود را از چند طرف بخوارزم روانه كرد . از طرف جنوب شرقى يعنى از جانب بخارا لشكريان جغتاى و اوگتاى را مأموريت حركت به طرف جرجانيه داد و از طرفى ديگر جوجى را كه در حوالى جند بود گفت كه لشكريانى بمدد اردوى جغتاى و اوگتاى بفرستد و خود نيز لشكريان خاصهء خويش را از عقب ايشان بجرجانيه فرستاد ، عدد اين سپاهيان غير از لشكريان جوجى به 000 ، 100 نفر بالغ ميشد . موقعى كه مقدّمهء لشكر چنگيز بدروازه‌هاى شهر جرجانيه نزديك شدند مردم به خيال آنكه تمام لشكر مغول همين اندازه است جسارت بخرج داده بتعقيب ايشان پرداختند و مغولان به عقب برگشته مردم خوارزم را بدنبال خود كشيدند و همين كه ايشان